الشيخ المنتظري
420
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
نوعاً ابن ابى الحديد و منهاج البراعة خواسته اند بگويند : مقصود حضرت اين است كه مردم نبايد رأى و نظر خود را بر عترت اِعمال نمايند ، بلكه اين مردم هستند كه بايد رأى و نظر عترت را مورد توجّه قرار داده و به آن عمل نمايند . « لاتستعملوا الرّأى فيما لايدرك قعره البصر » رأى و نظر خود را در چيزى كه چشمها به عمق آن نمىرسد به كار نگيريد ، چشم شما به عمق معلومات عترت نمىرسد « و لاتتغلغل اليه الفكر » و فكرها به عمق آن فرو نمىرود . ( 1 ) اين نظريه به نظر من نظريه درستى نيامده و معتقدم اين كلام حضرت هم به همان كلام رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ارتباط دارد ، حضرت مىخواهند بفرمايند : اين كه شما فقه را با قياس و استحسانات درست مىكنيد كار درستى نيست ، فقه چيزى نيست كه چشم به عمق آن برسد و فكر به درون آن فرو رود ; پس وقتى چنين است ، رأى و نظر خود را يعنى قياس و استحسانات را در آن به كار نبريد و فقه صحيح را از عترت پيغمبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) كه حاملين علم آن حضرت هستند بگيريد . ناپايدارى حكومت بنى اميّه « منها : حتَّى يَظُنَّ الظَّانُّ اَنَّ الدُّنْيَا مَعْقُولَةٌ عَلَى بَنِى اُمَيَّةَ تَمْنَحُهُمْ دَرَّهَا ، وَتُورِدُهُمْ صَفْوَهَا » ( از جمله اين خطبه است كه فرموده : تا اين كه گمان كننده گمان مىكند كه دنيا مسخّر بنى اميّه شده و سودش را به آنها مىدهد ، و بر آب صاف و پاكيزه خود فرودشان مىآورد . ) « منها » از كلام مرحوم سيّد رضىّ است ، يعنى از جمله سخنان حضرت در اين خطبه اين قسمت است كه در مورد بنى اميّه مطرح شده است . گويا جملات پيش از آن اين بوده كه مثلا حكومت بنى اميّه جا مىافتد و آنقدر طول مىكشد كه « حتّى يظنّ الظّانّ انّ الدّنيا معقولة على بنى اميّة » هر كسى گمان مىكند حكومت دنيا
--> 1 - به منهاج البراعة ، ج 6 ، ص 220 ; و شرح ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 381 رجوع شود .